سلام بچه های خوب !
از اونجایی که شما هیچکدومتون درس قبلی رو متوجه نشدین و کلا تدریس اون مبحث خیلی ببیهوده به نظرم اومد ولی به خاطر دل خودم(صرفا!هیچی علت دیگه ای نداره!!!!!!!!!!)در سدوم رو شروع می کنیم!
همانطور که بعضی هاتون می دونین
هر عملی را عکس العملی است . به همان بزرگی و قدرت اما در جهت مخالف!
این عکس العمل که بهش مقاومت هم می گن غیر ممکنه که عمل نکنه!چه توی دنیا چه توی آخرت توی سیستم فکری آدمها هم همینطوره!
دکتر فرهنگ (اگه بفهمه بهش گفتم دکتر!خرخره ام رو می کنه!)می گفت وقتی شما تصمیم می گیرید کاری رو نکنید مقاومت شروع می شه که شما رو تحریک کنه که اون کار رو انجام بدین!
خوب از مبحث خودمون خارج نشیم !
بهشت و جهنم و ثواب و عقاب ما هم عکس العمل اعمال ما هستند!
و برخوردی که شما از دیگران می بینید!عکس العمل رفتار خودتون با اونهاست !
خوب
فکر می کنم برای امروز کافی باشه !اگر چه بازم فکر نمی کنم منظور منو متوجه شده باشید!اما مهم نیت من آنچه که می خواستم بگم رو گفتم!
قانون بقای انرژی رو می دونی؟
انرژی هرگز بوجود نمیاد و هرگز از بین نمی ره بلکه تنها از حالتی به حالت دیگه تبدیل می شه !
فهمیدی چی شد؟!
انرژی خودش تولید نمی شه !باید یه فرم انرژی به یه فرم دیگه اش تبدیل بشه !!!!!
امید وارم همه فهمیده باشند
خب برای امروز کافیه
راجع به قانون عمل و عکس العمل بعدا حرف می زنیم!
پ.ن:قربون خدا برم که قوانین فیزیکش توی زندگی ها و احساس ها هم جواب می ده!
فقط کافیه فرمول رو بلد باشی!یه جای گذاری و ....تمام!
جوابت اگه اشتباه بود مال راه حله !که خیلی هم مهم نیست !بارمش کمه فقط ۰۲۵/۰ !مهمه اینه که فرمول رو بلد بشی و جایگزاریت درست بوده باشه !اصل نمره رو می گیری!
به قول بعضی ها بعد نوشت:خوشم میاد هیچکدومتون اصل منظور منو متوجه نشدین .اصل اون کسی که باید متوجه می شد کلا فرمول رو نمی دونه!
امروز همش خوابم میومد!
هی می خوابیدم از خواب پا می شدم می دیدم بازم یه عالمه خوابم میاد و هنوز سرم به بالشت نرسیده باز خواب بودم
!توی مسیری که سرم رو داشتم روی بالشت می گذاشتم یهو دیدم چه سکوتیه و به خاطر این سکوت و امنیت و آرامشی که اطرافمه خدا رو شکر کردم و از خدا خواستم همینها رو برای مردم غزه هم فراهم کنه!![]()
بعد از اذان مغرب حوصله ام سر رفت ! و چون حوصله ام برنگشت دلم یه عالمه گرفت !
بعد نشستم پای تلویزیون و فیلم"می خواهم زنده بمانم "رو دیدم بازم دلم بیشتر گرفت .
بعد رفتم بخوابم دیدم حامد خوابش برده بازم بیشتر تر ...![]()
ای خدا من اگه شخص خودم بفهمم کلا چه مرگمه خیلی خوب می شه ها!![]()
اگه فقط شخص خودم بفهمم توانایی انجام چه غلطی رو دارم ! چه استعداد کوفتیی دارم ! چه موفقیتی ممکنه بتونم بدست بیارم ! اگه می دونستم چه جوری زن خوب - دختر خوب - همسر خوب - عروس خوب - خواهر خوب - زن برادر خوب -جاری!!!!خوب (هدی همش به من می گه جاری!)و مادر خوبی می شم کلا دیگه همه چیز ردیف ردیف می شد!
خدایا کلا اگه ۲زار عقل بیشتر به من بدی و صد البته ابزار آلات استفاده ازش رو خیلی خوشحال می شم!
اینم گفتم چون گفتی همه چیز رو ازم بخواین!
خدایا چدر دلم تنگه!![]()
چند ساله که فکر می کنم اگر زمان امام حسین (ع)بودم توی کدوم جبهه می جنگیدم؟!
توی این عاشورا که خونه نشین شدم همش به ین موضوع فکر می کنم!این منی که الان هستم چه جوریه؟توی یک خانواده ی نیمه مذهبی بزرگ شدم خیلی چیزها رو باور داشتم قبل از اینکه بدونم چرا!خیلی کارها رو می کردم یا نمی کردم بدون اینکه بدونم چرا!چون اینطوری بزرگ شدم!توی یک مملکت اسلامی با آدمهای مذهبی دور و برم با مدرسه های مذهبی با ....
اما خدایا اگر من اون زمان توی یک خانواده ی کافر یا یهودی به دنیا می اومدم حسین (ع) رو می فهمیدم؟میشناختم؟!حقیقتش رو درک می کردم؟یا دوستدار یزید و عبیدالله می شدم؟!
خدایا با امام زمان خودم چی؟آیا تا من زنده ام ظهورشون رو درک می کنم؟آیا می فهمم که امام حقیقیه ؟یا به عنوان یک پیامبر دروغین بهش می خندم؟!
خدایا مگه نگفتی اسلام دین آخر و کامل ترین دینه؟خدایا من می دونم اسلام خیلی متفاوت تر از اون چیزیه که من الان می بینم و می شناسم !خدایا پس من از کجا تشخیص بدم اونی که یه آدم جدید می گه واقعا اسلام نابه؟از کجا بفهم؟خدایا یعنی می فهمم؟یعنی روبروی امام نیستم؟حتی اگه کنارش نباشم؟خدایا خدای مهربون من خدای دانا و شنوا و بینای من !من می خوام که امامم ، امام زمانم ظهور کنه!حتی اگه منو به اعدام محکوم کنه حتی اگه هرچی...
خدایا دنیا داره توی کثافت غرق می شه !خدایا دروغ گویی مثل جک شده مثل آب و هوا همه انگار معتادش شدن !خدای فساد داره خرخره ی همه رو می جووه !خدایا آدمای توی فلسطین دارن دسته دسته می میرن! خدایا بسه!تمومش کن!خواهش می کنم!بذار من هم یه سهمی داشته باشم بذار یه سهم اتفاقی داشته باشم!خدایا توی که همیشه بهترین چیزها رو برام رقم زدی توی که می دونی من فهمم نمی رسه خودت برام رقم بزن !
خدایا خدایا خدایا من نمی خوام توی دارو دسته ی یزید زمانم باشم منو با حسین زمانم آشنا و دوست کن .منو با اهل بیت پیامبرم آشتی بده !منو از بند خودم و زمین جدا کن!
نزار همش نگران این باشم که اگه جنگ بشه حامد ازم جدا می شه !نذار غصه بخورم که اگه آقای خامنه ای دستور جهاد بده بابام و مصطفی و بابای حامد و عشق زندگیم ازم جدا بشن!
نذار معنای جهاد رو در این ببینم که حامد بره و منو تنها بزاره ! نذار جهاد رو در غصه ی بیوگی ببینم!خدایا همش می گم جهاد جهاد اما ته دلم رضا نیست ! ته دلم هنوز خودخواهم هنوز ترس دارم !هنوز می گم اگه بچه ام توی جنگ به دنیا بیاد و بزرگ بشه اگه نمیره روحیه اش ممکنه حساس بشه !خدایا یا کلا منو دیوونه کن یا 2زار عقل بهم بده ! خدا یا منی که خودمم رو هم نمی فهمم چجوری می خوام تو رو یا حسینت رو بفهمم!خدایا 2زار شعور نصیب من کن !
خدایا خدایا خدایا دیگه نمی دونم چه غری سرت بزنم !الهی من فدات بشم که همین غرهای من یه نفر برای اینکه زمین رو کن فیکن کنی بسه !قربون صبر ومهربونیت برم خداجونم که انقدر خوبی !
بوی جنگ جهانی سوم میاد!؟
خدایا درست حس می کنم؟!
کاش ما بمب اتم داشته باشیم!
خدا لعنتتون کنه
لعنت خدا و همه کائنات بر شما !
بر شما شکم باره های بالهوسی که هم زبان هاتون دارن دسته دسته کشته می شن و شما تمرگیدین و توی شبکههاتون فیلمهای عاشقانه پخش می کنین
خدا لعنتتون کنه که نمی بینید که نمی شنوید صدای ضجه و فریاد مردم پشت حصار رو !
خدا یا دیدی؟بهترین دینت رو به این زبان به بنده هات معرفی کردی بلکه مردمی که این زبان رو ارند بفهمند اما ببین خدا!اینها حیوونن!نمی فهمن که به خودت قسم حیوان بیش از اینها می فهمه!
وقتی گاوی رو جلوی گاوی سر می برن ضجه می زنه امااینهمه آدم و بچه ها ی کوچک رو جلوی چشم این کثافت ها قتل عام می کنن و اینها از روی صندلی ها و تخت ها و حرمسراهاشون بلند هم نمی شن!
خدا لعنتتون کنه
خدا لعنتتون کنه
خدا لعنتتون کنه!
من همیشه حرصم می گرفت مردم به گداهای خیابونها پول می دن از زنی که با لباس مناسب نشسته تا پیر مرد معتادی که تو چرته! همیشه حامد رو دعوا می کردم که چرا به اینها پول می دی ؟! اما دیروز یه اتفاقی افتاد.زیر پل سیدخندان یه جوون حدودا 30 ساله با چهرهای سیاه و خسته و با یه لباس خیلی کهنه با یه گونی روی دوشش اومد و بهم یه چیزی گفت خیلی آروم گفت و من نفهمیدم چی می گه!گفتم:"چی می خوای؟!" گفت:"گشنمه!"گفتم: "خوب من چی کار کنم؟!" گفت :"خانوم خیلی گشنمه!"
حامد می گفت : توی اسلام گفته هر کس اومد پیشتون بهش کمک کنید شاید واقعا نیازداشته باشه و من می گفتم هر چیزی حساب و کتابی داره اسلام که دین گدا پروری نیست!
از دیروز تا حالا دارم بهش فکر می کنم! چقدر دعاش شبیه دعای اون پیر مرده بود!
من تعجب می کنم مامانم اینا 30 ساله توی اون خیابون زندگی می کنن چطور تا حالا اون پیر مرد لنگ فروش رو ندیده بودیم؟من همیشه برای مدرسه رفتن و برگشتن از اونجا رد می شدم !چرا تا حالا ندیده بودمش ؟ چرا بعد از اون هم دیگه ندیدمش !
حامد پیر مرده رو یادته؟!یادته چه دعایی می کرد؟"به حق فاطمه زهرا(س)یه پسر یه دختر "
خدایا چرا اینجوری می کنی؟!خوب من که می دونم گدا پروری خیانت به آدمهاست !می دونم که اشکال شرعی داره اما توی خیابون از کجا باید بفهمم کی واقعا نیازمنده؟!و کی شغلش گداییه و ماهی ۶۰۰ هزار تومان تا یک میلیون تومان درآمد داره؟
کسی که واقعا آدم با آبروییه نمیاد بگه ! اما کسی که واقعا گرسنه است چی؟!
دیشب بعد از اینکه باقالی خوردیم عذاب وجدان گرفتم! با خودم گفتم خدایا یعنی واقعا هستند کسایی که واقعا گرسنه اند؟بعد اینکه ما برای خودمون رنگ و وارنگ چیز میز می خوریم اگه اونا دلشون بخواد چی ؟!خدایا....
خدایا من دارم خل می شما!
محرم هم از راه رسید دیشب اولین شب هیئت ها بود . یادمه یه با ر از بابام پرسیدم :"چرا قبل از شهادت امام حسین (ع)همه عزا داری می کنن و بعد عاشورا دیگه خبری نیست؟مگه نباید تازه بعد ازشهادت ما عزا داری کنیم اون موقع که هنوز شهید نشدن که انگار داریم بهشون می گیم برین شهید بشین نمی خواد زنده بمونین!" بابای من تا اسم امام حسین (ع)میاد اشکش دم مشکشه! بابا هم گفتن :" برای اینکه بعد از عاشورا دیگه کسی رو نداریم . دیگه بعد از عاشورا که التهاب همه از بین رفته چون کار از کار گذشته و اونایی که حسرت بودن توی کربلا رو داشتن دیگه امیدی ندارن چون گذشته و دیگه بعد از عاشورا کسی رو نداریم که خودمون رو براش لوس کنیم! از نظر منطقی این جواب مناسبی نبود اما از نظر عشق به امام(ع)کاملا قانع کننده بود! و من متوجه شدم آدم به عشقش نباید فقط منطقی نگاه کنه ! البته نه فقط هم احساسی مثل 98% کسایی که می رن روضه !می رن فقط شرح تیکه پاره شدن بنی هاشم رو می شنون و خوب زار می زنن و میان بیرون و دوباره همون آش و همون کاسه ! پشت هر فعالیت مذهبیی یه فکر عمیق هست که متاسفانه ما کلا عقلمون رو برای جهنم آکبند نگه داشتیم! خدایا کمکون کن این محرم و صفر رو درک کنیم . خدایا لطفا تا اربعین یه تحولی در من ایجاد بشه .از پریشب با حرف آفتاب احساس کردم یه نگاهی بهم کردی! خدایا لطفا پلک نزن! نگاهت رو ازم بر ندار ! منو درآغوش بگیر می خوام بهت نزدیک بشم! پ.ن:خودمونیما ملت اون زمان شعور نداشتن که ماه حرامه؟ملتی که ادعای مسلمونی می کردن و نوه ی رسول خدا(ص) رو با اون وضع اسفبار به شهادت رسوندن نمی فهمیدن که اوناای که به بیگانگان(اما حسین (ع) و یارانشون حمله کردن توی ماه حرام دارن می جنگن؟!)
با خودم فکر می کردم اگه مرگی وجود نداشته باشه چقدر وحشتناک می شه !فکر کن آدما عمر جاودانه داشته باشند و هر چی آرزو کنن براورده بشه بعد همش بیشتر و بیشتر می خوان بعد همه دنیا رو همه جهان و شاید هم بخوان خدا بشن!فکر کن اگه همه خدا بشن چه بلبشویی می شه!اصلا دیگه نظمی و حتی جهانی وجود نخواهد داشت!اونهمه خدا!؟همه خود خواه هستند و خودشون رو به رخ بنده هاشون می کشونن .اما خدای ما اینجوری نیست!خدای ما ارحم الراحمینه و همش هم بهمون می گه شما از من هستین و من از رگ گردن بهتون نزدیک ترم!
با خودم فکر می کردم اگه همه مصیبت های عالم رو سر آدم خراب بشه و قرار باشه تا وقتی زنده ای این مصیبت ها رو دوشت باشه امید داری که بمیری و تموم بشخ و با مرگت هم همه اش تموم می شه !
با خودم فکر می کردم تو جهنم خیلی بیشتر آرزوی مرگ می کنی و مرگی وجود نداره!
با خودم فکر می کردم "اللهم الرحم...!!!"
پ.ن:خدایا دیگه دختر خوبی شدم؟!مهربون شدم؟خوش اخلاق شدم؟!دیگه خداجونم دوستم داری؟!
دیدین این موتوری ها که تو خیابون شاخ بازی در میارن و وقتی چراغ قرمزه سر ماشینها غر می زنن که "یه ذره برو جلو من رد بشم"انگار نه انگار که موتور هم به اندازه ی الاغ و بی ام و وسیله ی نقلیه محسوب می شه و اون چراغ قرمز اجازه عبور نیست.!
ای تو روح هر چی آدم سیگاریه...!
من نمی دونم این سیگار چه کرمیه؟!پول می دی که ریه ی خودت و هر بد بختی که از بغلت رد می شه رو داغون کنی ؟!پولش رو بده من خودم داغونت می کنم !
اونایی هم که سیگاری هستند باید شعورشون برسه(که اگه می رسید که سیگار نمی کشیدن)که آخرین فوت دودیشون رو تو تاکسی ندن بیرون تا ملت حالشون بد بشه تا ۲ساعت بعد هم کلاسی هاشون بهش بهتون بزنن که "مبارکه!"
خیلی نگران بودم!همش با خودم دل دل می کردم که خدایا منو ببخش اگه اشتباه کردم!خدایا یعنی کار درستیه؟خدایا یعنی مصلحت همین اتفاقیه که داره می افته ؟خدایا یعنی اگه دلخوریی پیش بیاد تقصیر منه؟!خدایا منو ببخش !خدای همه چیز رو ختم به خیر کن!![]()
دیشب نامزدی هدی و عباس بود ! فکر می کنم تقریبا ۳-۴ برابر چیزی که موقع عقد همه گریه می کردم دیشب گریه کردم . انقدر مضطرب بودم که خدا می دونه ! همش صلوات می فرستادم و برای خوشبختیشون دعا می کردم ! برای خوشبختی هر دوشون چون مسلما خوشبختی هر کدومشون در گرو خوشبختیه اون یکیه!![]()
دیشب هدی خیلی ناز شده بود !
تا حالا انقدر خوشگل ندیده بودمش ! جای عمه خدا بیامرزم خالی !![]()
اگر چه بعد از شام برای شادیه روحش صلوات فرستادیم اما مطمئنم دیشب عمه تو بهشت مراسم مفصل تری داشت!یه جشن حسابی تر !
دیشب همه به نظر شاد می اومدن و راضی ! خدایا شکرت.... !
خدایا این رضایت رو برای همه مخصوصا عروس و داماد همیشگی کن و آتش عشق رو بینشون هر روز و هر روز شعله ور تر کن تا جفتشون از عشق هم دیگه جزقاله بشن!!!!![]()
![]()
هدی جونم آقا عباس ! پیوندتون مبارک !![]()
ایشالا همیشه و همیشه و همیشه شاد و سلامت و خوشبخت و عاشق باشید و بمونید و نسل صالحی از شما باقی بمونه!
من و حامد هم همیشه براتون دعا می کنیم و آرزوهای خوب خوب براتون داریم . اما یادتون باشه ( هر دوتون ) فقط ما همش میایم خونه شما و شما ها نباید زیاد بیاین خونمون . ولی ما همش باید خونه شما باشیم . فهمیدین؟!!!!!![]()
![]()
تازه اگر هم بخواین رامون ندین می رم کلید ساز میارم همه قفلهای خونه تون رو باز کنه کلیدش رو هم بهم بده . تازه شایدم قفلهای خونه تون رو عوض کنم! پس به نفعتونه که در رو خودتون رومون باز کنین!![]()
![]()
دو سه شب پیش که بیرون بودم و مدت زیادی برای ماشین علاف شدم 2 تا پسر 19-20 ساله کنارم بودن و با من سوار ماشین شدن .یه سره داشتن حرف می زدند و مراعات هیچی رو نمی کردند
مکالمه شون راجع به n تا دختر بود راجع به اکیپ دختر و پسری که یکی شون قرار بود باهاشون بره آبعلی و اونیکی می گفت که منم پایه ام!
زنگ می زدن به دختر ها و پسر های مختلف و آمار صد تا دختر رو برای هم و برای دیگران در می آوردن .یکی شون که خدا وکیلی از هر 100 تا اسم که می گفت 200تاش اسم دختر بود اونیکی هم مدام می گفتآخ جون برام جورش کن!
توی ماشین (ون)مخ کل مسافرها رو پیاده کردند و چون بغل دست من نشسته بودن کم کم داشتن دیوانه ام می کردند !
یکی شون با ربط و بی ریط کلمه " آمار " رو تکرار می کرد در حدی که آدم احساس می کرد داره مسخره بازی در میاره اما مکالمه کاملا جدی بود !!!!
یاد سایت آمار دانشگاه زنجان افتادم یک سری دیوونه عکس دختر های دانشگاه رو می گذاشتند توی سایت و آمار دختره رو می گذاشتند که ورودی چنده چی می خونه متولد چنده با کیا دوست بوده و اینا و ملت هم میومدن رقم می گذاشتند که مثلا من 200000 می دم شمارش رو بخرم!!!!!
ما هم خنده مون گرفته بود هم گریه ! فلسفه ی نویسنده ی وبلاش هم این بود که دخترایی که خودشون رو تابلو می کنن من عکسشون رو می گذارم و کسی که سرش پایین باشه بره و سرش پایین باشه بیاد و قیافه اش رو تابلو نکنه من کاری به کارش ندارم! و ملت کلی دیگه ملاحظه می کردن طوری بگردن که عکسشون تو سایت نره . این بازی احمقانه هم سوژه ی مسخره بازی ماهایی شده بود که چادری بودیم !کلا همه چیز از درز دیوار گرفته تا زیپ باز استاد ها وقتی می رن رو سکو با پای باز می شینن جلوی دانشجو برای ما سوژه محسوب می شد!
یدمه n بار دانشگاه با بلاگفا تماس گرفت و اون سایت رو n بار بستند و فیلتر کردند اما هر دفعه باز یه وبلاگ جدید درست می شد!
خداییش مردم چقدر بیکار و علافن که برای دختر بازی و پسر ابزی و آمار دادن و آمار گرفتن اییییینهمه هزینه می کنن ! بعد هم می گن ما پول نداریم !
بله مامان بابای حورا خانم از سفر بازگشتند و ما حورا رو پرت کردیم بغل مامان باباش!!!!!
اما بشنوید از حورا خانم!
ایشون سریعا می ره بغل باباش اما بغل مامانش نمی ره!و مخصوصا هم مامانش رو نگاه نمی کرده و روش رو می کرده اون طرف!با خنده و شادی از باباش استقبال می کنه اما اصلا محل مامانش نمی ذاره البته اصلا فکر نکنید علتش کتاب(چگونه کفر مامان رو در بیاوریم)که خاله ی حورا براش خریده و هر وقت می ره خونشون از کتابخونه بر می داره و برای حورا می خونه و حورا هم با گوش جان دل می سپره به متون باارزش کتاب!
خلاصه پریشب بعد از اینکه حورا خانوم با مامانشون آشتی فرمودند محل سگ به ما نذاشتند و فقط جیغ و چنگ و مشت و لگد نثارمون کردند!
اینجاست که باید گفت این دخترا عجب چشم سفیدن!
و حورا شدیدا خوشحال و ذوق مرگه و مامانش خیلی بیشتر چون تغییراتی در دخترش ملاحظه می کنه!
یکی دندانهای کرسی حورا است که دراومده و دومی تواناییش در حرف زدنه !
البته لازم به ذکر نیست که مامان حورا از بغلی شدن و لوس شدن و بی ادب شدن حورا اصلا خوشحال نیست!
به ما چه!می خواستن بچه اشون رو نذارن برن!
پ.ن:یه یادآوری قشنگ سید خانوم داشتن و اون این بود اگز چه دختر های کوچولو!لوس هستند در مورد پسر ها کوچولو و گنده بک نداره و کلا چشم و رو ندارند!![]()
![]()
