لعنت به این تکنولوژی....
تکنولوژیی که رابطه ی آدمه را مجازی می کنه!
دوست داشتن ها رو دروغی می کنه!
آدمها رو از هم می گیره !
وقت هر کسی رو از خودش می گیره!
زندگی آدمها رو همینجوری شوخی شوخی می سوزونه!
یادش بخیر اون قدیما...
اون موقع که تکنولوژی نبود
آدما وقت بیشتری رو با هم می گذروندن!
استرس کمتری داشتن !
خودشون رو با قصه و آرامش کنار خانواده سرگرم می کردن!
اون موقع آدما با همه ی فاصله ها به هم نزدیک بودن!
اما حالا ...
در عین نزدیکی آدما از هم دورن و هیچوقت برای هم وقت ندارن!حتی برای خودشون!
در حالی که تکنولوژی پیشرفت کرده!
لعنت به این تکنولوژی...!
وقتی خودمون رو تو خونه حبس می کنیم از چه چیزایی غافل می شیم!
آخرین باری که قبل از دیروز کوه رفتم فکر کنم 5-6 سال پیش بود!
دیروز می شد نفس کشید . حساسیت فصلی در کار نبود . سرو صدایی جز صدای آب و پرنده ها نبود .
کوچه های تنگ و دوست داشتنی و زنده ! آدمهای شاد ! آدمهای غریبه ای که که هی الکی بهم سلام می کردن و خسته نباشید می گفتن . آدم اینجوری که توی شهر خودش احساس غربت نمی کنه . تا می دیدن یکی داره کم میاره یه خسته نباشید مهربون و صمیمی می گفتن و طرف احیا می شد . عجب منظره هایی ، عجب هوایی!!!
انقدر کهبه خاطر دیدن این همه زیبایی با صدای بلند الله اکبر گفتم ، ملت فکر کردن من برای تبلیغات دینی اومدم!
ماشاالله پیر مردا قرق کرده بودن . تند و تند می رفتن بالا!نمونه اش بابا ی خودم ؛ البته بابای من پیر نیست ماشالا تازه اول جوونیشه (چون اگه حتی بهشون بگین میانسال ، بهتون می گن پیر باباته!
)
وقتی هم برای صبحانه خوردن نشستیم .دورو برمو که نگاه کردم دیدم کلی آدم تنهایی پا شدن اومدن کوه ؛ وخداوکیلی باید به این همه همت مرحبا گفت !
خدایا به خاطر کوه وبلندیش ،
به خاطر درخت وسبزیش ،
به خاطررودخونه و صداش ،
به خاطر آسمون و رنگش
به خاطر خورشید و تابشش ،
به خاطر پرند ها و صداشون ،
به خاطر ایران و ملتش ،
به خاطر بابا و حمایتش
به خاطر خانواده و آرامشش ،
به خاطر حامد و مهربونیش ،
به خاطر همه ی همه ی نعمت هات
و مهمتر از همه به خاطر خودت
![]()
![]()
خدا عجب حوصله ای داره ! اینهمه آدم ،اینهمه گیاه ،اینهمه جونور ،با اینهمه سلول با اینهمه مولکول با اینهمه اتم با اینهمه پروتون و الکترون ، اونم با اسپین مخالف . اینهمه داستان که برای هر اتم وجود داره ، پس ببین هر موجودی چقدر داستان داره ....! خدا همه ی اینها رو خلق کرد ؛ حالا اینهمه کثیفی ، اینهمه غصه ، اینهمه ناشکری و نا فرمانی و اینهمه گناه همه ی این موجودات رو گرفته. گنده ترین این موجودات هم آدمه و بزرگترینش هم خودم! خدا اینهمه نعمت بهمون داده ، اینهمه توانایی ،اینهمه استعداد ،اینهمه موقعیت ، اینهمه خوشبختی ... بعد هنوزم سرش غر می زنیم که من اینو می خوام ، من اونو می خوام ، من چرا اینو دارم ، چرا اونو ندارم... خودمونیم ؛ خدا عجب حوصله ای داره ! به غر غر کردنها و شکایت های همه ی این موجودات و جونور ها گوش می ده و هیچ بلایی سرشون نمیاره ! خوب شد من خدا نشدم . خوب شد هیچ کس دیگه ای بجز خدا خدا نشده! البته اگه من خدا می شدم فکر کنم هیچی نمی آفریدم ، تا اینقدر گند کاری و ناشکری نباشه ؛ یا اگه می آفریدم جانورهایی مثل خودم رو ، به بدترین شکل ممکن می ترکوندم ! که هیچی ازش باقی نمونه اما بشه عبرت دیگران !!!! چقدر خوبه من خدا نشدم ! و گرنه همه گناه های همه رو به روشون می آوردم و آبروشون رو می بردم ، تا یادشون بمونه دیگه از این غلطها نکنن ! چقدر خوبه که من خدا نشدم ؛ چون اگه یکی مثل چوپان داستان حضرت موسی (ع) باهام حرف بزنه اگه بخوام خیلی بهش حال بدم تا آخر دنیا بهش می خندم ! چقدر خوبه من خدا نشدم ؛ اگه می شدم به همه ، همه چیز می دادم تا کسی دیگه سرم غر نزنه و اینهمه مزاحمم نشه ! چقدر خوبه من خدا نشدم ؛ که اگه می شدم... خدایا چقدر خوبه که تو خدایی . کی بهتر از تو می تونست حیات ببخشه ؟ کی بهتر از تو می تونست به درد دل های احمقانه و بی موقع ما گوش بده ؟ کی بهتر از تو می تونست مهربون باشه ؟ کی بهتر تو می تونست قدر آدما رو بشناسه و به هر کس به اندازه ی ظرفیتش نعمت بده؟ چقدر خوبه که تو خدایی ! کی می تونست به اندازه ی تو اینهمه گناه و ناشکری رو تحمل کنه ؟ خدایا چقدر خوبه که تو خدایی ! کی می تونست بهتر از تو خراب کاری ادم رو به روش نیاره! خدایا چقدر خوبه که تو خدایی ! کی می تونست به اندازه ی تو حوصله داشته باشه؟ خدایا چقدر خوبه که تو خدایی !کی می تونست بیشتر از تو صبر داشته باشه؟ خدایا چقدر خوبه که تو خدایی ! کی می تونست بهتر از تو خدایی کنه؟ خدایا متشکرم ! خودت می دونی چرا ؛ به خاطر چیزایی که بهم دادی ،چیزایی که ندادی ، چیزایی که می خواهی بدی و... به خاطر خودت ... که خدایی! خدایا من لالایی خوب بلدم اما خواب ندارم ؛ کمکم کن تا خوابم ببره! دوستت دارم خدا جون!

