توی یه روز تابستونی و بارونی ، یه موجود از فیض خدا هستی گرفت!!!
تصورش خیلی سخته ؛ یه نیستی ،تو بطن هستی ، از فیض خدا جون می گیره و هست می شه ؛ و اینطوری یه موجود بوجود میاد .
یه تولد ،یه زندگی ، یه زندگی تازه ، یه موجود تازه ، یه آینده ی نامعلوم ، تو دنیایی که معلوم نیست به کجا ختم می شه .
یه دختر ،یه دختر کوچولو ، یه فرشته آسمونی ،که بهت نگاه می کنه و در حالی که تو رو نمی بینه بهت لبخند می زنه.
یه مادر ، یه هویت جدید از یه زن . زنی که تو بطنش ، یه نیستی به هستی تبدیل می شه .
فرشته ی کوچولو از شیره وجود مادرش تغذیه می کنه ؛رشد می کنه ؛ نمو پیدا می کنه و گل میده .
نمو ! نمو برای کی؟! موجود تازه بوجود آمده یا زنی که مادر شده ؟!
فرشته ی کوچولوی من ...برات دعا می کنم . ا می کنم دنیایی رو که نمی دونم برات خوبه یابد ، زشته یا زیبا ، اونطوری درک کنی و ببینی که میخوای ! اونطوری که از پسش بربیای...
به دنیای آدم بزرگا خوش اومدی حورا کوچولوی من !
تولدت به پدر مادرت و به همه مبارک !
امیدوارم برکتی رو که با خودت از بهشت آوردی به زندگی همه رونقی بیشتر از گذشته بده!
آمین
زندگی زندگی زندگی
همسر -خونه - مسئولیت - احساس -مشکل - نیاز - طمع - عشق - لذت - بزرگ شدن - خانم - آقا و...واقعیت!
مفهموم تمام این کلمات مدتیه برام تغییر کرده .به نظر خودم یکم بیشتر درکشون می کنم .
شاید نتونم هدفم رو از زندگی بیان کنم . شاید یه هدف بزرگ نداشته باشم . اما دارم آروم آروم تعریفم رو از یه زندگی خوب بدست میارم !
به نظرم هرچی میگذره بیشتر به هدفم نزدیک می شم و به زندگی ایده آلم .
موفقیت کاملا نسبیه و تعریف هر کس از زندگی موفق و نا موفق متفاوته .
تو زندگی من موفق بودن یه تعریف ناقص داره . که گذر زمان این تعریف رو کامل تر می کنه و دستیابی به اون رو برام راحتتر می کنه . اما به یه شرط به شرطی که من یا هر آدم دیگه بتونه خودش رو کامل بشناسه . و احساس ها رفتار ها و حتی نیازهاش رو تحت کنترل خودش دربیاره .اونوقته که می تونه بگه آدم موفقیه !
تعریف آدما از محبت ، زندگی ، تلاش ، و هویت زندگی کاملا متفاوته اما ... .
همه ی اونها توی یه زندگی واقعی معنای واقعی خودشون رو به آدم نشون می دن.
من دارم معنای واقعی اینهارو می فهمم به لطف خدا و با وجود تو....

